!آه باران

ریشه در اعماق اقیانوس دارد-شاید-
این گیسو پریشان کرده
بید وحشی باران
یا,نه,دریائی ست گوئی ,واژگونه,بر فراز شهر ,
شهر سوگواران
ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر,با تشویش :
رنگ این شب های وحشت را
تواند شست آیا از دل من ؟!
*
چشم ها و چشمه ها خشکند.
روشنی ها محو در تاریکی دلتنگ,
همچنان که نام ها در ننگ!
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد.
آه باران! ای امید جان بیداران !
بر پلیدی ها آیا چیره خواهی شد ؟!


Links to this post:
Create a Link
<< Home